سفارش تبلیغ
صبا

تغییر

تا دیروز که بودم، کسی قدرم را نمی دانست.

امروز که مطمئن شده رفتنم قطعی است دستش را جلوی  تک تک دوستانم دراز می کند تا منصرفم کند.

 

هنوز نمی داند وقتی بخواهم بروم، کوه را هم از سر راهم برمی دارم چه بماند به مدیران قبلی.

 

 

بیچاره از هر خدعه ای برای نگه داشتنم استفاده می کند و نمی داند که خودم نهایتم در این کار...

 

 

 

 

آن قدر پشیمانم از انتخاب اولم که باورت نمی شود، تاوانش را سالها داده ام، بس است.

 

این دو ماه را از هر دری درآمد اما جز خس و خاشاک به دستش نیامد.