سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

همچون نسیم

نظر

 

بعد از دستگیری چگوارا

از چوپانی که او را لو داده بودند پرسیدند:

چرا مردی که تمام زندگیش به دفاع از تو و حقوق تو پرداخته است را لو دادی؟

چوپان گفت: او با جنگ هایش گوسفندان مرا می ترساند.


وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند قبلا رفته است، فقط می خواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نمانده. کمک کن چمدانش را ببندد، چترش را به او پس بده، لبخندش را، آوازهایش را، همینطور سایه اش را که گاه و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود...